اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

68

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

چنين گفته است كه اين شهر وسيع و بسيار بزرگ است ، اما جمعيت كمى دارد . اكثر محلهء اين شهر ، باغستان است كه درختهاى ميوه دارد . از هر قبيل [ درخت ] ، در آن بىنهايت كاشته‌اند . تمامى كوچه‌ها آب جارى دارد و از سايهء درختهاى چنار پوشيده است . به همين واسطه اين شهر را « شهر چنار » ناميده‌اند . غير از اين چيزى كه سزاوار ذكر باشد در اين شهر ديده نشد . در ايام صفويه شهر تهران با وجود اينكه محل نشيمن خان و پايتخت نواحى خود بوده ، چندان شهر قابلى نبوده است . جمعيت كمى كه در آن ساكن بوده‌اند ، مايهء شهرتى از براى اين شهر نشده‌اند ، چون از سر راه كاروانيان به كنار بوده ، مزيتى غير از اينكه حوزهء قلمرو و نواحى آن وسيع و حاصلخيز بوده و به خوبى آبيارى شده ، چيزى نداشته است . چون دهقان و زارع بوده‌اند ، محصولات آنها غير از گندم و جو و حبوبات ، چيز ديگرى نبود . چون گله‌ها داشتند ، پشم نيز علاوه‌بر محصولات آنها بوده و تمامى به قزوين و قم حمل مىشد . بعد از جنگ گلون‌آباد ، طايفهء افغان به محاصرهء اين شهر آمدند ، به گمان آنكه شاه طهماسب را در آن خواهند يافت ، اما چون عثمانيان گنجه و اردبيل تا سلطانيه را مسخر كرده و مالك شدند ، شاه طهماسب در قزوين نماند و به تهران آمد و خزانه و حرم خود را در اين شهر جاى داد . اما بعد از اطلاع از شكست قشون خود در گلون‌آباد ، پيش از رسيدن افاغنه با تمام خزانه و عيال خود به مازندران شتافت . افاغنه چون به تهران آمدند ، به بهانهء اينكه در گشودن دروازه قدرى اهمال از اهل شهر رفته بود ، دست نهب و قتل و غارت گشودند و انواع هرزگى را به عمل آوردند . چنان معلوم مىشود كه در آن هنگام اين شهر را به كلى خراب و منهدم ساخته‌اند ، به علت آنكه امروزه ديوارها و بازارها و مساجد و خانه‌هاى مردم ، تعمير شده‌اند . آغا محمد شاه كه پايتخت خود را در اين شهر قرار داد ، به جهت سهولت امر مسافرين ، كاروانسراهاى خوب و مكانهاى مرغوب در آن بنا كرد . چنان كه امروزه اين محوطه بهترين شهرهاى مملكت ايران شمرده مىشود . ارك و عمارت شاهى كمال وسعت و نيكويى عمارت و زينت باغ و فراوانى آب را دارد . اين ارك در طرف شمالى شهر واقع شده و به قدر ربع شهر بزرگى دارد و مانند خود شهر مربع الشكل ، با ديوارهاى بلند و عريض ، و با خندقى پهن و عميق ، مصون و محفوظ است .

--> ديدار كرد . پس از ازدواج ، در تاريخ 4 ژانويه 1617 مطابق با 25 ماه ذيحجه سال 1025 هجرى قمرى به اتفاق عروس تازه و چند تن از ملازمان و خدمتكاران خود با كاروانى عازم ايران شد ، و از طريق همدان و گلپايگان به اصفهان و از راه كوير و فيروزكوه و مازندران رفت .